اول اینکه: چندی پیش صحبت های آقای دکتر رحیمی، معاون اول رئیس جمهور، از همه چیز نا امیدم کرد!

چطور؟

میگم براتون!

قصه این جور بود که آقای رحیمی در یک همایش، انتقاد کردند از وضعیت گوشت و مرغ و تخم مرغ و صراحتا اعلام کردند: ما برنامه مشخصی برای مدیریت این موارد نداریم!

واقعیت قضیه را که راست گفتند: نه برای حمایت از تولید فراورده های دامی و نه محصولات کشاورزی و نه برای نجات این دو گروه محصول استراتژیک و مهم، از دست دلالان و سودجویان، برنامه خاصی تدوین نشده است. هر ساله شاهد آن هستیم که موقع برداشت که می رسد، کشاورزان در تردید و دلالان در کیف (نه کیف دستی!) هستند. یکسال پیاز کمیاب و گران است و یک سال سیب زمینی! هر از چند گاهی هم شاهد نوسانات و جهش های بهت آور در قیمت محصولات دامی هستیم.

بگذریم! اینها همه حرف روز است. آنچه برای بنده سوال است اینکه چرا این حرفها را نفر دوم دولت باید بزند؟ مگر نه اینکه اگر باید برنامه ای باشد، باید از سوی دولت ارائه و اجرا شود؟ من که نمی توانم بازار مرغ و تخم مرغ را سامان دهم!!!!!!!!!!!!!!

دوم اینکه: در مراسمی که به مناسبت روز معلم برگزار شده بود (چرا حالا یادت اومده؟ بعد ده روز!) وزیر وزین علوم و تحقیقات و فناوری، گلایه مند بودند از اینکه نحوه پذیرش دانشجوی دکتری در کشور، درست نیست و اینکه اساتید دانشگاه را با داشتن تعداد محدودی دانشجوی دکتری، محصور کنیم، درست نیست و باید ده یا پانزده و یا بیشتر بهشان دانشجوی دکتری بدهیم!

صرفنظر از درست یا نادرست بودن این نظر و داشتن یا نداشتن امکانات آموزشی و مخصوصا آزمایشگاهی، این سوال مطرح می شود، اگر قرار باشد این نحوه پذیرش دانشجو اصلاح شود، آیا مرجعی غیر از وزارت خانه مذکور، متولی آن است؟ چرا وزیر محترم این قضیه را در وزارت خانه خود حل و فصل نمی کنند؟ من عاجزانه، از همه دوستانی که در پذیرش دانشجوی دکتری دخیل هستند خواهش می کنم، دخالت نکنید!!!!!

به هر حال نمی دونم تو این کشور، "کی چه کاره است"! اگه شما کاره ای هستید، زودتر شروع کنید تا دنیا تموم نشده (منظورم ۲۱ دسامبر است)! اون رو درست کنید!